تمامی پتانسیل های صنعت استخراج بیت کوین برای استفاده در کشور

در این مقاله سعی کرده ایم با تحلیل های مختلف رسانه ای به پتانسیل های صنعت رمزارزی با محوریت بیت کوین بپردازیم. صنعت نوظهور بیت کوین که این روزها درگیر رویکردهای ضد و نقیض دولتی است به نظر برخی منشا استفاده های اقتصادی  سیاسی بسیار مهمی است.

در ادامه با پارامترهای مختلفی در رابطه با این صنعت صحبت می کنیم.

ریسک سرمایه گذاری بر روی بیت کوین

از پارامتر های مهم که باید به آن توجه شود ریسک بالا برای سرمایه‌ گذاران این صنعت است که به واسطه تغییرات شدید قیمت بیت‌ کوین و همچنین تجهیزات ماینینگ، با آن رو به‌ رو هستند. بنابراین تنها محاسبه برق مصرفی این صنعت و قیمت فروش بیت‌ کوین در بازار را نمی‌ توان ملاک سود آوری آن در نظر گرفت.

در شرایط کنونی به دلیل فضای حاکم بر اقتصاد کشور، تحریم‌ ها، بی‌ ثباتی قیمت‌ ها و تعدد ریسک‌ های حاکم بر فضای کسب‌ و کار، جذب سرمایه‌ های داخلی و خارجی به صنعت ارزهای دیجیتال نیازمند یک ابزار ترغیب‌ کننده است.

پیش‌ تر دولت با عرضه گاز به پتروشیمی‌ ها با ارزان‌ ترین قیمت ممکن، زمینه را برای حضور سرمایه‌ گذاران هموار و فراهم کرد. بنابراین به نظر می‌ رسد برای حفظ، توسعه و هم‌ مسیرکردن صنعت ارز رمزها با منافع ملی، نیازمند نوعی تسهیل گری برای سرمایه‌ گذاران این حوزه هستیم. بنابراین تعیین تعرفه برق باید بر مبنای حفظ قدرت رقابت‌ پذیری این صنعت و البته تأمین منافع ملی و صنعت برق کشور باشد.

نرخ برق برای ماینرها در ایران باید جذاب‌ تر از کشور هایی نظیر گرجستان باشد که با تعیین قیمت پنج سنت برای هر کیلو وات ساعت برق مصرفی ماینرها، زمینه را برای گسترش این صنعت فراهم کرده است. نرخ برق به واسطه ریسک‌ های سیاسی و نرخ بالای تأمین سرمایه در ایران، تنها ابزار ما برای حفظ و گسترش سرمایه‌ هایی است که به سمت استخراج ارزهای دیجیتال در کشورمان سوق داده شده‌ اند. بنابراین با عنایت به میزان اثربخشی این صنعت در قالب یک ساختار قانونی مشخص در بهبود شرایط اقتصادی کشور، لازم است که تعیین تعرفه برق برای صنعت ماینینگ با نگاهی جامع و ملی صورت گیرد.

تفاوت های موجود برای صنایع

صنعت فولاد و پتروشیمی از برق صنعتی و مواد خام اولیه‌ای که منابع ملی کشور محسوب می‌شوند، استفاده کرده و با ایجاد ارزش‌افزوده روی آن، کالای نهایی را صادر می‌کنند. هردوی این صنایع برای کشور ارزآور هستند، هرچند در شرایط تحریمی فعلی، فروش محصولاتشان و متعاقب آن ارزآوری به سادگی گذشته نیست.در صنعت ماینینگ هم همین اتفاق می‌افتد. فعالان این صنعت هم از برق صنعتی اما بدون بهره‌برداری از منابع ملی استفاده کرده و در نهایت خدمات پردازش داده‌های ابری را به خارج صادر می‌کنند. به این ترتیب، آنها با ایجاد ارزش افزوده کالایی به نام بیت‌کوین را به عنوان پاداش دریافت می‌کنند. اشتغال‌زایی این صنعت، متناسب با پتروشیمی و هزینه‌های سرمایه‌گذاری و رسیدن به دوره بهره‌برداری آن به‌مراتب پایین‌تر از این صنعت است، ضمن اینکه ارزآوری و ارائه خدمات آن تحت‌تأثیر تحریم‌ها نیست.حال چه تفاوتی بین این صنایع وجود دارد که یکی را تشویق کرده و همه امکانات کشور را در اختیارشان قرار می‌دهیم اما دیگری را قاچاقچی انرژی معرفی کرده، اموالش را ضبط و از فعالیت آن جلوگیری می‌کنیم؟

5- اشتغال‌زایی مستقیم و غیرمستقیم:هر یک میلیون دلار سرمایه‌گذاری مستقیم در این صنعت ٣٠ فرصت شغلی مستقیم در نرم‌افزار، سخت‌افزار، نگهبانی و نگهداری مرکز پردازش ایجاد می‌کند. علاوه بر این، فرصت‌های شغلی به همان میزان نیز تقاضا برای کالا و تجهیزات جانبی ایرانی ایجاد خواهد کرد که این کالاها شامل کابل، ترانسفورماتور، تابلو، سوئیچ‌های برق، سیستم‌های تهویه و… هستند. در عین حال، سالانه حدود ١٠ درصد مبالغ سرمایه‌گذاری‌شده در تعمیر و نگهداری هزینه می‌شود، در نتیجه مونتاژ دستگاه‌های ماینر نیز خود می‌تواند به صنعتی بزرگ تبدیل شود.

صادراتی که دیگر در خطر تحریم قرار ندارد

رمزارزها به علت ماهیتشان قابل تحریم نیستند و درآمد حاصل از آن می‌ تواند به میزان قابل توجهی به شرایط اقتصاد کشور کمک کند.

جذب سرمایه های سرگردان

صنعت ماینینگ، صنعتی بدون آلایندگی و بی‌ نیاز از آب است که می‌ تواند با سرعت زیاد راه‌ اندازی شود. در صورت تعریف چارچوب‌ های قانونی می‌ توان ماینینگ را از طریق استارت‌ آپ‌ ها در دسترس همگان قرار داد. شرکت‌ های سرمایه‌ گذار می‌ توانند سرمایه‌ های خرد را جذب کرده، در این صنعت به کار گیرند و درآمد حاصل را در اختیار مشترکان یا همان سرمایه‌ گذاران قرار دهند. در این ساختار علاوه بر کاهش علاقه افراد به ماینینگ در خانه و… سرمایه‌ های سرگردان که عامل بسیاری از تلاطمات اقتصادی هستند، جذب یک صنعت سود آور شده و در اقتصاد کشور اثرگذار واقع می‌ شوند.

دغدغه های بانک مرکزی

یکی از اصلی‌ ترین مشکلات بانک مرکزی در تنظیم بازار ارز، تأمین اسکناس دلار مورد تقاضای بازار است. بخشی از تقاضای بازار اسکناس برای رفع نیازهایی مانند پرداخت هتل و سایر هزینه‌ های مسافرت و بخشی از آن برای پس‌ انداز و جلوگیری از کاهش ارزش دارایی‌ هاست. اپلیکیشن‌ های پرداخت بر پایه بیت‌ کوین، با توجه به مقبولیت روزافزون بیت‌ کوین به عنوان وسیله حفظ ارزش سرمایه در میان بسیاری از فعالان اقتصادی جهان می‌ توانند بخشی از نیاز ارزی کشور به‌ ویژه در حوزه تقاضا های خرد را که به بازار اسکناس رجوع می‌ کنند، پاسخ دهند. آن گروه از متقاضیان اسکناس دلار که آن را در منازل نگه می‌ دارند، هم می‌ توانند بخشی از پس‌ انداز خود را در این قالب حفظ کنند.

یکی از دغدغه‌ های بانک مرکزی در گسترش استفاده از رمزارز، امکان بروز پول‌ شویی از این طریق است.

در این میان باید به این نکته توجه داشت که متأسفانه در حال حاضر به دلایل گوناگون عملا بخش عمده‌ ای از نقل و انتقالات ارزی در قالب اسکناس انجام می‌ شود و حتی بخش عمده‌ ای از نقل و انتقالات ریالی هم خارج از کنترل نهاد های مالی است و عملا امکان اخذ مالیات برای آنها وجود ندارد. اما حداقل در مورد رمزارز امکان رصد میزان تولید آن از طریق میزان برق مصرفی وجود دارد و در نتیجه دولت می‌ تواند درآمد مورد نظر خود را از طریق تعرفه‌ های تدوین‌ شده برای میزان برق مصرفی، کسب کند.

ارزآوری برق مازاد

اوج تقاضای برق که وزارت نیرو را با مشکلات جدی مواجه می‌ کند، فقط ٢٠٠ ساعت در سال است و در زمان زیادی از سال مازاد فاحش تولید برق بر مصرف وجود دارد. این سطح از تفاوت تولید و مصرف در غالب ماه‌ های سال به معنی بلا استفاده‌ ماندن میلیارد ها دلار سرمایه کشور در بسیاری از ماه‌ های سال است. بنابراین به نظر می‌ رسد با قیمت‌ گذاری هوشمند می‌ توان تولیدکنندگان رمزارز ها را به سوی استفاده از برق مازاد سوق داد.‌ اما باید به این مهم توجه شود که هزینه‌ های تولید برق مانند هر کالایی از دو بخش ثابت و متغیر تشکیل می‌ شود و در زمان کم‌ مصرفی پوشش هزینه‌ های متغیر نه تنها هزینه‌ ای بر وزارت نیرو و اقتصاد ملی تحمیل نخواهد کرد، بلکه به بودجه وزارت نیرو کمک کرده و خالق ارزش برای اقتصاد ملی خواهد بود.

صادرات بدون زیرساخت برق

تولید رمزارز‌ها به نوعی صادرات برق بدون نیاز به سرمایه‌ گذاری در خطوط انتقال برق و نیز راه‌ حل مشکلات ناشی از تحریم در دریافت مطالبات وزارت نیرو مانند آنچه در عراق اتفاق افتاده است، خواهد بود. کشور ما در توسعه صادرات برق خود به علت نیاز به سرمایه‌ گذاری در خطوط، عقد قراردادهای فروش و… ناموفق بوده است.

ضمن این که برخی از مشتریان بالقوه مانند پاکستان از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبوده و ریسک بالای عدم پرداخت مطالبات کشورمان در این بازار‌ها وجود دارد. اما با تخصیص برق مازاد به صنعت ماینینگ با نرخ منطقی و ارزی، در حقیقت وزارت نیرو اقدامی مشابه با صادرات برق انجام داده است، بدون اینکه هزینه‌ای بابت توسعه زیرساخت‌ها تقبل کرده باشد.

 امکان ایجاد گروه‌ های استخراج برای عمق‌ بخشیدن به فعالیت استخراج و کسب درآمد برای کشور

درحال‌ حاضر به علت کوچک‌ بودن نسبی فعالان ایرانی، آنها فعالیت استخراج خود را از طریق گروه‌ های استخراج چینی ساماندهی می‌ کنند. این فرایند، هم سه الی چهار درصد هزینه دارد و هم کنترل فعالیت ایرانی‌ ها را به دست چینی‌ ها می‌ دهد. بنابراین می‌ توان با ثبت رسمی شرکت‌ های تجمیع و سازماندهی مناسب، علاوه‌ بر سازماندهی بومی شرکت‌ های ایرانی، با جذب ماینر های خارجی درآمد کشور را اضافه کرد.

همچنین متأسفانه کشور ما در توسعه ظرفیت‌ های صادرات گاز خود موفق نبوده است. تجارت عمده گاز در جهان از طریق گاز مایع (LNG) انجام می‌ شود که به علت کنترل بسیاری از فناوری‌ های مورد نیاز این صنعت و میزان بالای سرمایه مورد نیاز، هنوز موفق به ورود به این حوزه نشده‌ ایم، در حالی‌ که به شرط ایجاد چارچوب‌ های قانونی مناسب در میان‌ مدت (کمتر از پنج سال) می‌ توان با جذب سرمایه‌ های داخلی و خارجی در تبدیل گاز به برق و برق به رمز ارز، سرمایه گازی کشور را به درآمد ارزی تبدیل کرد.

در صورت برخورد غیر منطقی با این صنعت شاهد خروج بازیگران حرفه‌ ای و شناسنامه‌ دار و پر رنگ‌ شدن بازیگران زیر زمینی و خاکستری خواهیم بود. وزارت نیرو می‌ تواند با وضع تعرفه‌ های مناسب دارایی‌ های راکد خود را استفاده کند و درآمد زایی مناسبی برای خود ایجاد کند و وابستگی خود به بودجه‌ های عمومی کشور را کاهش دهد.

پیشنهاداتی برای ساماندهی این صنعت

  •  شناسایی استخراج رمز ارز‌ها به‌عنوان یک صنعت توسط همه نهادهای مربوطه و پایان برخوردهای چندگانه توسط دستگاه‌ها و نهادهای مختلف
  • ماینینگ یک صنعت است و مانند صنایع دیگر باید از امکانات کشور بهره‌مند شود.

بسیاری از صنایع کشور بر پایه منابع طبیعی و انرژی ارزان پایه‌ گذاری شده و ضمن بهره‌ مندی از یارانه‌ های کلان، آزادانه محصولات خود را صادر کرده و در داخل نیز با قیمت‌ های جهانی به فروش می‌ رسانند. مقایسه قیمت برق مورد استفاده توسط ماینر ها با برق صادراتی اصلا صحیح نیست، زیرا قرارداد های صادرات برق قرار داد هوایی دو طرفه بوده و تابع شرایطی خاص هستند؛ به‌عنوان‌ مثال ما با کشور ارمنستان قرارداد تبادل برق داشته و به صورت خالص از این کشور برق وارد می‌ کنیم، اما به عراق فقط صادرات داریم و بهای همه این قرارداد‌ها متفاوت است.

ضمنا همان‌ گونه که پیش‌ تر نیز عنوان شد، در همه جهان بهای برق در اوج مصرف و زمان کم‌ باری متفاوت است، زیرا در زمان کم‌‌ باری فقط نیاز به پوشش هزینه‌ های متغیر تولید برق داریم.

به‌ عنوان‌ مثال باید این مسئله را مدنظر قرار دهیم که وزارت نیرو برق نیروگاه‌ های تولید پراکنده را به مبلغ هزار و صد ریال و برق خورشیدی را که بدون نیاز به سوخت و آلودگی و انتشار گازهای گلخانه‌ ای تولید می‌ شود و در تمام جهان از محل عوارض وضع‌ شده بر قبض برق یارانه به آن تعلق می‌ گیرد به مبلغ متوسط پنج هزار ریال خریداری می‌ کند. این در حالی است که اخیرا در کشور امارات بزرگ‌ ترین نیروگاه خورشیدی جهان به نام Noor Abu Dhabi که قدرت نصب شده هزارو 177 مگاوات را دارد و با سرمایه‌ گذاری بالغ بر 870 میلیون دلار راه‌ اندازی شده، برق را در قالب مزایده و با بهای 2.4 سنت برای هر کیلو وات ساعت به شبکه عرضه می‌ کند. عمده نیروگاه‌ های خورشیدی در این کشور توسط سرمایه‌ گذاران خارجی و بدون رجوع به منابع ملی، تأمین مالی و احداث شده است. تمامی ارقام  یاد شده گواهی بر غیر منطقی‌بودن ارقام موردنظر وزارت نیرو تا به امروز است.

  • آزاد کردن واردات دستگاه‌های ماینر و وضع تعرفه منطقی و تشویق صنایع داخلی به مونتاژ این دستگاه‌ ها و ایجاد ظرفیت‌ های مناسب برای تعمیر و نگهداری آنها

از ویژگی‌ های این صنعت قابلیت بسیار بالای سیال‌ بودن آن است، چراکه بر خلاف صنایع سنتی، در این صنعت چسبندگی بالایی وجود ندارد و در صورت ایجاد مزیت اقتصادی می‌ توان فعالان این صنعت را از سراسر دنیا به ایران جذب کرد. این سرمایه‌ گذاری توسعه زیرساخت‌ های کشورمان را به دنبال خواهد داشت، زیرا سرمایه‌ گذاران ناگزیرند با ضریب یک به یک در زمینه خرید انشعابات برق و ایجاد زیرساخت‌ های لازم نیز سرمایه‌ گذاری کنند، بنابراین با تعریف چارچوب‌ های لازم می‌ توان این سرمایه‌ گذاران را ملزم به فروش بخشی از ارز حاصله در بازار‌ های داخلی کرده و برای کشور درآمد قابل‌ توجهی ایجاد کرد. استقرار ماینر ها در نزدیکی نیروگاه‌ ها علاوه‌ بر مصرف مستقیم برق مازاد برق تولیدی، بدون نیاز به استفاده از شبکه انتقال و توزیع (یکی از مشکلات وزارت نیرو) و پرکردن ظرفیت‌ های آنها صرفه‌ جویی‌ های جدی از محل حذف تلفات و هزینه‌ های انتقال برق نیز خواهد داشت.

  •  تعیین چارچوب‌ های بلندمدت حداقل ١٠ ساله برای سرمایه‌ گذاری در تولید برق و تبدیل آن به رمز ارزها در نیروگاه‌ های مقیاس کوچک

یکی از برنامه‌ های وزارت نیرو ایجاد ظرفیت تولید پراکنده برق به میزان حداقل پنج هزار مگاوات است که به دلایل گوناگون در این زمینه ناموفق بودهاست.

تولید پراکنده مزایای اقتصادی و امنیتی بسیاری مانند نزدیکی به مراکز مصرف، آسیب‌ پذیری کمتر، نبود تلفات انتقال، بازده بالای انرژی و … دارد. به همین دلیل در صورت ایجاد اطمینان از شرایط تأمین گاز شاهد شکل‌ گیری سرمایه‌ گذاری در تولید برق خواهیم بود و در مورد نیروگاه‌ های مقیاس کوچک استفاده از حرارت مولد ها برای برودت می‌ تواند بهره‌ وری انرژی را به بیش از ٨٠ درصد افزایش داده و با ارزش افزوده بسیار بالا منابع انرژی کشورمان را تبدیل به درآمد ارزی کند.

از این خبرها نیز دیدن کنید ...

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.